آیا قلب شما یک بندرگاه است یا یک طوفان؟
آن درد آشنا. دردی که زمزمه می کند: 'آیا من واقعاً دیده می شوم؟ آیا واقعاً دوست داشته می شوم؟' شما در گردابی از نیاز به ارتباط و ترس از آسیب پذیری گرفتار شده اید. امروز، این احساس تشدید می شود.
بخشی از شما مشتاق سواحل امن تعهد، نوازش ملایم محبت است. با این حال، بخش دیگری، بی قرار و آرزومند، شما را به سمت دریای آزاد متلاطم سوق می دهد، به سمت تجربیاتی که ممکن است شما را بشکنند اما می توانند شما را آزاد کنند. شما عشقی می خواهید که شما را استوار کند، اما از به دام افتادن می ترسید.
در برابر وسوسه عقب نشینی به لاک خود مقاومت کنید. اجازه ندهید آسیب های گذشته، حال شما را دیکته کنند. در عوض، دوگانگی درون خود را بپذیرید. بپذیرید که هم بندرگاه و هم طوفان بخش های ضروری طبیعت شما هستند. امروز، بر بیان واضح نیازهای خود، بدون عذرخواهی، تمرکز کنید.
اقدام کوچک امروز
سه چیزی را که برای احساس دوست داشته شدن واقعی نیاز دارید، یادداشت کنید. مشخص باشید. سپس، یکی را انتخاب کنید تا امروز با شریک زندگی خود (یا یک شریک بالقوه) در میان بگذارید.
چه می شود اگر طوفان در واقع راه را برای افق روشن تری در فردا باز کند؟